پستوهای پنهان و هزاران درد نهفته در آنها!
برای کودکان کار در کارگاهها به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک
🔻تصور عموم ما از کودکان کار، بچههای قد و نیمقدی است که در خیابانها و بر سر چهارراهها مشاهده میکنیم که در حال دستفروشی، فروختن فال یا گل و تمیز کردن شیشهی ماشینها هستند؛ اما در مناطق حاشیهنشین شهرها بخش بزرگی از کودکان کار در کارگاههای پنهان از چشم عموم در حال کار کردن با حقوقی اندک و شرایطی نامساعد هستند. کودکانی که دیده نمیشوند و از همین رو کمتر مورد توجه قرار میگیرند. آسیبهای وارد شده به این کودکان و نوجوانان نیز همواره پنهان است.
🔻آزارهای جنسی در محیط کار توسط افراد بزرگسال حاضر در این کارگاههای زیرزمینی، دستمزد اندک و ناچیز کودکان و نوجوانان در این کارگاهها که مبلغی بین ۲۰۰ هزار تومان تا ۸۰۰ هزار تومان برای یک ماه میباشد و از حداقل حقوق تعیین شده در قانون کار برای کارگران بسیار پایینتر است، عدم وجود بیمههای درمانی در این کارگاهها، آسیبهای وارد شده به این کودکان بر اثر کار با ابزارآلات صنعتی مانند قطع شدن انگشت کودکان در کار با دستگاه پرس، برخوردهای فیزیکی خشن صاحبکاران با کودکان و نوجوانان که توانایی چندانی برای دفاع از خود ندارند (که این مساله اعتماد به نفس را در این قشر از کودکان کار به شدت تنزل میدهد.)، محیط آلودهی کار در این کارگاهها که منجر به بروز بیماریهای بهخصوص تنفسی برای این افراد میشود (در حالی که این افراد بیمه درمانی هم ندارند) از جمله آسیبهایی است که کودکان کار کارگاهی با آن مواجه هستند. این کودکان و نوجوانان در سکوت نهادهای ناظر و وجدان عمومی جامعه در حال دست و پنجه نرم کردن با این آسیبها هستند و کوچکترین حمایتها را نیز از سوی ارگانهای مسئول دریافت نمیکنند.
🔻در حالی که کار کودکان همزمان با انقلاب صنعتی در کشورهای اروپایی در قرن نوزدهم شدت گرفت و پس از آن با بیدار شدن وجدان جامعه تنزل یافت و کمتر شد، اما کشور ما همچنان با مساله کار کودکان درگیر است و به نظر میرسد این مساله در حال شدت گرفتن باشد؛ نمونهی آن را میتوان در میان کودکان زبالهگرد مشاهده کرد که توسط پیمانکاران شهرداریها در کارگاههای تفکیک زباله به استثمار گرفته شدهاند. کار کودکان اگرچه در کارخانهها کمتر مشاهده میشود و به علت برخی ملاحظات قانونی، شاهد حضور کودکان و نوجوانان در کارخانجات نیستیم، اما در کارگاههای پنهان حاشیهی شهرها کودکان و نوجوانان به شکل نیروی کار ارزان دیده میشوند و به راحتی مورد بهرهکشی قرار میگیرند. کودکانی که ساعت کار بالایی، عموما تا ۱۲ ساعت در روز، را تجربه میکنند و از همین رو فرصت تحصیل و آموزش را به طور کامل از دست میدهند. مساله ای که باعث ایجاد یک شکاف عمیق بین این کودکان و کودکان هم سن و سال آنها میگردد و در بسیاری موارد باعث میشود که این کودکان و نوجوانان عقدههای حاصل از این محرومیتها را به شکل رفتارهای ضداجتماعی بروز دهند. رفتارهایی که ممکن است آنها را به سمت بزه نیز بکشاند.
🔻آنچه در اینجا به شدت غایب است نظارتی جامع بر این کارگاههاست؛ به طوری که در برخی موارد که حضور این کودکان در رسانهها نیز به صورت علنی به نمایش درآمده و توصیفات آزار و اذیتها و برخوردهای فیزیکی خشن در این کارگاهها به گوش همگان رسیده، باز هم عزمی برای نظارت بر این کارگاهها به چشم نمیخورد. سازمانهای ناظر نیاز است تا با کارگاههای متخلف در مورد تمام آسیبهایی که در این یادداشت به آن اشاره شد بدون مماشات و با شدت عمل رفتار کنند تا زندگی این کودکان و نوجوانان قربانی منافع اقتصادی صاحبان این کارگاهها قرار نگیرد. در وضعیتی که سازمانهای ناظر به وظیفهی خود عمل نمیکنند نیاز است تا ساز و کار جدیدی برای اطلاعرسانی در مورد تخلفهای صورت گرفته در این کارگاهها در نظر گرفته شود. یکی از این راهها میتواند گزارشات سازمانهای مردمی فعال در حوزهی حقوق کودکان و نوجوانان باشد تا خود این سازمانها بتوانند به عنوان مدعی حقوق این کودکان و نوجوانان وارد عمل شوند. اختصاص جریمههای سنگین برای تخلف صاحبان کارگاهها در مورد استفاده از کودکان و هر گونه برخورد خشن با ایشان و عدم توجه به حقوق اولیهی این افراد میتواند از گسترش این مساله و نابود شدن زندگی بسیاری از این کودکان و نوجوانان جلوگیری به عمل آورد.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت مربوط به شبکه یاری کودکان کار است. |
نیرو گرفته از وردپرس فارسی |
آمار بازدید